تبليغاتX
ققنوس آبی

ققنوس آبی

طنز-فرهنگی-هنری-ادبی(چه قدر تخصصی!!!)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تـــــــاک

تو یه تاک قدکشیدی پا گرفتی روی سینم

واسه پا گرفتن تو عمریه که من اسیرم

راز قد کشیدنت رو عمریه دارم می بینم

داری می رسی به خورشید ولی من بازم همینم

می زنم چوب زیر ساقت واسه لحظه های رستن

ریختن آب زیر اهات هی منو شستن شستن

توی سرما توی گرما واسه تو نجاتم عمری

تو هجوم باد وحشی سپر بلاتم عمری

آدما هجوم آوردن برگای سبزتو بردن

توی اییز وزمستو ساقتو به من سپردن

سنگینیت رو سینه ی من سایتم نصیب مردم

میوه هاتم آخر سر که می شن قسمت هر خم

نه دیگه پا می شم این بار خالی از هر شک و تردید

می رم اون بالاها مغرور تا بشینم جای خورشید

تن به سایه ها نمی دم بسه هر چی سختی دیدم

این قدر زجر کشیدم تا به آرزوم رسیدم

بذار آدما بدونن می شه بیهوده نپوسید

می شه خورشید شد و تابید می شه آسمونو بوسید .

***

از:سیاوش قمیشی

بیوگرافی:  www.moshakhasat.blogfa.com

نظرتان درباره ی این پست چیست؟(درنظرات درج کنید!)

+

 بعد خدای هر چه پرستند هیچ نیست

بی دولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد

از:سعدی (به زودی بیوگرافی این شاعر بزرگ را در اختیارتان قرار می دهم ).

***

طلسم

میخواستم که بخونم باز از نم نمه بارون
از آفتابگردون و قصّه ی گلدون

میخواستم از گل یاس برات قصّه بخونم
بخونم تو بمون تا که بمونم

بگم تو فصل سرما گل همیشه بهاری
تو مهتاب توی شبهای تاری

تو رویای سپیدی تویی همدم و همراز
برای مرغ عشق دو بال پرواز

ولی چقد آخه باز باید از گلها گفت ؟
حرفهای دل و پنهونی تو قصه ها گفت

طلسم شرممو باید که بشکنم
اگه دل بذاره حرفمو اینبار بزنم

گل و گلدون بهونن ، باد بارون بهونن
شب و ستاره و مهتاب و آسمون بهونن

اگه میگم برات از دل خستم
بهونست که بگم ...

شدی خورشید آسمون من
شدم گل آفتابگردون تو

میونه باغ قصه های من
گل من شدی و من گلدون تو گل من

ولی باش توی آسمون من
دیگه ابرهای شهر جایی نداشتن

چی میشد واسه ی گل و گلدون من
دیوار قصه رو برمیداشتن


ولی چقد آخه باز باید از گلها گفت ؟
حرفهای دلو پنهونی تو قصّه ها گفت

طلسم شرممو باید که بشکنم
اگه دل بزاره حرفمو اینبار بزنم

گل و گلدون بهونن ، باد بارون بهونن
شب و ستاره و مهتاب و آسمون بهونن

اگه میگم برات از دل خستم
بهونست که بگم ...

گل و گلدون بهونن ، باد بارون بهونن
شب و ستاره و مهتاب و آسمون بهونن

اگه میگم برات از دل خستم
بهونست که بگم ...


بهونست که بگم ...

از: آریان

+ نوشته شده در  2006/12/5ساعت 19:6  توسط Amin-viagra  |