جهانی رو تصور کن پر از لبخند و آزادی لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی
Imagine a world full bof happiness and freedom
full of flower and kiss ,full of deve lompment
*

باران
باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
یادم روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگلهای گیلان.
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک
با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو
می پریدم از سر جو
دور می گشتم ز خانه.
می شنیدم از پرنده
از لب باد وزنده
داستان های نهانی
رازهای زندگانی.
برق چو شمشیر بران
پاره می کرد ابر ها را
تندر دیوانه غران
مشت می زد ابرها را
جنگل از باد گریزان
چرخ ها می زد چو دریا
دانه های گرد باران
پهن می گشتند هر جا.
سبزه در زیر درختان رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا.
بس گوارا بود باران
به!چه زیبا بود باران!
گلچین گیلانی
