تبليغاتX
ققنوس آبی

ققنوس آبی

طنز-فرهنگی-هنری-ادبی(چه قدر تخصصی!!!)

هیچ انسانی فاتل به دنیا نمی آید
تأكيد آموزش و پرورش بر توجه به مسائل دوران بلوغ
سركوب يا پرورش؟
292338.jpg

چندى پيش مديركل دفتر پيشگيرى از آسيب هاى اجتماعى و مواجهه با بلاياى طبيعى وزارت آموزش و پرورش گفت: توجه به مسأله دوران بلوغ نوجوانان بايد درمدارس و خانواده ها جدى تر گرفته شود. او اظهار داشت : بيشترين آسيب هاى اجتماعى دانش آموزان در دوران بلوغ اتفاق مى افتد. درحالى كه توجه به اين مسأله در حاشيه امور آموزشى و خانوادگى قرارگرفته است . وى گفت: رفتارهاى سركوبگر و دستورى در برخورد با مسائل دوران بلوغ دانش آموزان پاسخگو نيست و بايد براى حل اين مسائل از راه هاى درست فرهنگى استفاده كنيم. محسن فريدى تأكيد كرد كه آگاهى رسانى درست درباره مسائل جسمى و روحى دوران بلوغ مى تواند به دانش آموزان فرصتى بدهد تا از آسيب هاى اين دوره حساس درامان بمانند.

در صورتى كه اين اظهارنظرهاى منطقى از سوى مقام مسئول وزارت آموزش و پرورش به طور جدى موردتوجه قراربگيرد، مى توان به كنترل و حتى كاهش بسيارى از آسيب هاى اجتماعى در سنين بلوغ و حتى در كل جامعه اميدوار بود.
راه صحيح مواجهه
روانشناسى تعريف مى كند پدر و مادرى به او مراجعه كردند كه با تزريق هورمون تلاش كرده بودند بلوغ دخترشان را به تأخير بيندازند. چون نمى دانستند چگونه با اين مسأله مواجه شوند! اما مشكلى كه پيش آمد اين بود كه مشاور مدرسه درباره دوران بلوغ صحبت كرده و چشم او را به حقايقى بازكرده بود و در نتيجه آنها سراسيمه شده بودند.
مشاور ديگرى تعريف مى كند كه پسرى در سن بلوغ به خاطر حرفى كه در مدرسه به زبان آورده بود، به شدت مجازات مى شود و در آستانه اخراج قرارمى گيرد. درنتيجه پدر و مادرش او را كه از اين بابت به شدت دچار بحران روحى شده بود به نزد وى مى آورند.
بسيارى از والدين همراه و راهنماى خوبى براى فرزندانشان كه در دوران بلوغ اند، نيستند. ضمن اين كه به قول يك جامعه شناس، بسيارى از والدين وظيفه حفاظتى خود را به خاطر اعتمادشان به دولت رهاكرده و همه چيز را به مدارس سپرده اند. در اين شرايط اگر مدارس نيز نحوه مواجهه درست با اين دسته از دانش آموزان را ندانند، آنها رها و چه بسا سركوب مى شوند. به اين ترتيب انحرافات و افراط و تفريط و حتى جذب در شبكه هاى مجرم دور از انتظار نيست.
سركوب مساوى است با پنهان كارىاتفاقى كه به وفور در خانواده ها و مدارس رخ مى دهد اين است كه آنها به محض مشاهده كوچك ترين رفتارى كه ممكن است در دوران بلوغ طبيعى باشد به برخورد خشن متوسل مى شوند. درحالى كه به عقيده روانشناسان اين نحوه برخورد به پنهان كارى مى انجامد و در اين شرايط كاملاً از كنترل خارج مى شود. دكتر مهناز حق شعار روانشناس و متخصص در حوزه كودكان مى گويد: «در دوره بلوغ در سه بعد ويژگى هاى شناختى، ويژگى هاى عاطفى - روانى و ويژگى هاى جسمانى در افراد تغييرى به وجود مى آيد. تغيير جسمانى و درونى بدن از نظر روانى مسائلى را پيش مى آورد. اول اين كه تصوير ظاهرى كه نوجوان تا آن موقع از خودش داشته به هم مى خورد. به ويژه اين كه در اين دوران تغييرات موزون نيست. اين تغييرات تصوير نوجوان از خودش را به هم مى زند و اگر او آماده تغييرات نباشد جا مى خورد، با بدنش بيگانه مى شود و شايد آن را نپذيرد. وقتى هورمون ها تغيير مى كند، اميال نوجوان تغيير مى كند و خواسته ها و تمنياتى دراو پيدا مى شود كه گويا تا آن زمان وجود نداشته و كنجكاوى هايى را در او به وجود مى آورد. سيستم مغزى او هم تغيير مى كند و آماده مى شود تا دريافتش از محيط تغييركند. تغيير در زمينه ادراكى موجب مى شود كه مفاهيمى مثل عدالت، زيبايى، مذهب، مليت، نوع دوستى، تبعيض نژادى، اخلاق، جنس مكمل، نگرش نسبت به مسائل جارى، نگرش نسبت به آينده، علم و فلسفه موردتوجه او قرار بگيرد. به اين ترتيب نوجوان از سن ۱۲ تا ۱۹ سالگى موردهجوم اتفاقات تازه قرارمى گيرد. تمام اين تغييرات بسترى مناسب مى خواهد تا نوجوان رشد مناسبى پيداكند. چنان كه جامعه تربيتى همگام و متناسب با نيازها و شرايط نوجوان پيش برود، ما به سمتى مى رويم كه جوانان خلاق، پرانرژى، خوددوست، نوع دوست، اخلاق گرا و به طوركلى عالى و سالم خواهيم داشت. در آيين يهود اين تغيير جشن گرفته مى شود. يعنى اين كه تغييرى را كه در نوجوان به وجودآمده به او تبريك مى گويد. جشن تكليف ما هم همين را مى خواهد بگويد. براى نوجوان در اين دوران سؤالات زيادى مطرح مى شود. او ممكن است همه ارزش ها را زيرسؤال ببرد. او مى خواهد با اظهارنظر و قضاوت درباره تمام مسائل كنكاش كند. ما بايد اين شرايط را بپذيريم و بستر مناسبى براى پاسخگويى به سؤالات نوجوان فراهم كنيم. نوجوان به اظهارنظر و تأييد هم از منظر افكار و انديشه و هم خواسته ها و آرزوها نياز دارد. درواقع لازم است با نوجوان همراه باشيم نه اين كه روبرويش قرار بگيريم.»
در اين شرايط اگر والدين و مدارس نحوه رفتار با نوجوان را ندانند ممكن است نه تنها مشكلات آنها را حل نكنند بلكه به آن دامن هم بزنند. درنتيجه ممكن است مدرسه به مركز ايجاد بحران هاى روحى و مبادله اطلاعات پنهان، تبديل شود. همچنين ممكن است در مدرسه تبادل موادمخدر و تصاوير و نوارهاى نامناسب صورت بگيرد و كشيدن سيگار و گردش و تفريحات ناسالم باب شود.
محترم شجاعى كارشناس علوم تربيتى مى گويد: «اگر معلمان از اين دوران برداشت اشتباهى داشته باشند به ايجاد معضل روانى در بچه ها كمك مى كنند. مشكل روانى حتى در يك دانش آموز هم به سرعت در كل مدرسه همه گير مى شود. درحالى كه مى توان در مدرسه به بچه ها گفت چگونه رفتار كنند و يك گروه از دشوارى هاى روانى آنها را هم مى توان در مدرسه حل كرد. ارتباط با خانواده ها حتى مى تواند به حل مشكلاتى كه بچه ها در اين سن دارند كمك بيشترى كند. در اين شرايط وجود مددكار در مدرسه بسيار مى تواند كارساز باشد.»
رازدل نوجوانانى كه در سن بلوغ اند ممكن است براى بسيارى خنده دار به نظر برسد، ولى براى خود آنها بسيار مهم است و نبايد آنها را مورد تمسخر قرارداد و يا حرف ها و رفتار آنها را با خشونت جواب داد.
شجاعى مى گويد: «والدين يا مدارسى كه راه سختگيرى و سركوب را در رابطه با رفتار و گفتار بچه ها در سن بلوغ درپيش مى گيرند و سعى مى كنند با اين روش آنها را وادار به هماهنگى با ارزش هاى خود كنند، تنها به اعمال لجوجانه در آنها دامن مى زنند. در اين شرايط بچه هاى تحت فشار ممكن است به رفتارهايى، نظير كشيدن سيگار، داد و بيداد راه انداختن، پوشيدن لباس هاى نامناسب، دست بزن داشتن و... دست بزنند.»
 


دكتر حق شعار درباره سركوب تمايلات نوجوانان مى گويد: «وقتى به شدت جلوى يك نيازطبيعى را بگيريم اين به معنى سركوب است. نوجوانان دوست دارند در اين دوران خودشان را به شكل غريب ترى ظاهر كنند و نمى توان براى بچه هاى اين سن انتظار يك شكل واحد داشت و گرنه همين امر سركوب محسوب مى شود.
وقتى جلوى يك تمايل طبيعى را مى گيريم، اين تمايل باقى مى ماند و هنگامى كه از دسترس مربيان خارج مى شود، بدون ديدن آموزش بروز پيدا مى كند، آنگاه نحوه بروزش تخريبى خواهدبود. درنهايت در اين شرايط نوجوان يا تمرد مى كند و يا دست و پا چلفتى مى شود. نيازهاى سركوب شده موجب ايجاد افسردگى، خشم پنهان و شخصيت هاى منفعل - مهاجم مى شود. به جاى سركوب مى توانيم با دادن آگاهى، در آنها خويشتندارى ايجاد كنيم. مى توانيم به او بگوييم كه تو حق دارى اين تمايل را داشته باشى ولى در جامعه اى كه هستى، ضرورت دارد كمى از نيازهايت را برآورده كنى و بعداً وقتى به بلوغ عقلى رسيدى يعنى بعد از ۱۹ و ۲۰ سالگى آزادى هايت بيشتر مى شود. درحال حاضر مى توانى تمايلاتت را در مسير ورزش و خلاقيت و كار هنرى و عملى صرف كنى. اگر مى خواهى ۸۰ سال زندگى سالم داشته باشى بايد تا بلوغ عقلى صبركنى وگرنه با تجارب نامناسب مواجه مى شوى و دچار ناكامى خواهى شد و انتخاب هايت در آينده تحت تأثير قرارمى گيرد.
به طور كلى نوجوان متمرد است و به جاى اين كه بگوييم بايد اين كار را انجام دهى بهتر است بگوييم بهتر نيست اين كار را بكنى؟ و يا اگر اين كار را بكنى نتيجه بهترى مى گيرى.
به عبارتى سعى كنيم با جملاتى كه برابرى شخصيتى را مى رساند (بالغ) با او ارتباط برقرار كنيم. همچنين درباره مسائل نوجوان از خودش نظرخواهى كنيم و از او بخواهيم خودش را جاى ما بگذارد و بگويد در اين شرايط چگونه بايد رفتار كنيم.
مشاوران و مسئولان بايد به نوجوان آگاهى دهند و بگويند كه چه اتفاقاتى در او روى مى دهد و اين كه اين اتفاقات طبيعى است. اما سركوب موجب مى شود آينده نوجوان و انتخاب هايش در آينده تحت تأثير قرار بگيرد.»
نحوه رفتار با بچه ها در دوران بلوغ يا مى تواند آنها را به مراحل عالى هدايت كند و يا ايشان را به افرادى نابهنجار تبديل كند. هيچ انسانى ذاتاً شرور به دنيا نمى آيد.
اين نحوه رفتار در خانواده، مدرسه و سطح جامعه است كه از كودكان و نوجوانان انسان هايى سالم و بالنده و يا انسان هايى نابهنجار مى سازد.
+ نوشته شده در  2007/5/26ساعت 21:26  توسط Amin-viagra  |