تبليغاتX
ققنوس آبی

باری دیگر ققنوس بر بالای سر شماست...

بپا رو سرت نرینه!

سلام! خوبید؟ چه خبر؟! چه می کنید؟! در سلامتی کامل... هو؟! (از اونجایی که می دونم بعضی ها از این طرز سلام علیک بدشون می یاد!) این ست اضافی در این پست حامل یه خبره! یه خبر مهم! واسه اونایی دچار یه خوشحالی زود رس شدند! دشمان اسلام! منافقین! همین خود تو! خود تو! فکر می کنی من نمی فهمم هدفت چیه؟! من همتون رو می شناسم! می خواستید ققنوس آبی تعطیل شه تا هر غلطی نکردید و بکنید؟! نه عزیز من! ها ها ها (خنده ی پلید نیست! مذهبیه این دفعه!) خبر اینکه ققنوس آبی دوباره فعالیت خودشو آغاز می کنه تا اینترنتو به گ...و...ه بکشه! ها ها ها... (این دفه شیطانی بود!)

بعد از تعطیل شدن این وبلاگ آمریکا یکی دو تا ناوشو آورد تو خاورمیانه فکر کرد خریه مثلا! و احساس کرد می تونه غلطی بکنه ( به قول سید علی هیچ غلطی نمی تواند بکند! فقط می تواند بکند!)!  چشم مارو دور دید اومد با ایران خانوم ما لاس بزنه! (...)! دهنشو آسفالت می کنم! چوب تو .... آستینش می کنم! من به خاطر احساس مسئولیت اجتماعی و ملی دوباره اومدم تا به آمریکا بگم: قمه ر جا دنبه تی موس چاک بخره ها! (این متن به زبان مازندرانی بود! زیاد تلاش نکنید برای خواندنش!) کلا من اومدم! دولت ها نوکر مردم هستند (یه جمله ی قصار از احمدی نژاد بود!) بابا دم فیلترینگ گرم که تا به حال مارو (....)! راستی قضیه ی عکسم اینکه می خواستم بهتون به این مناسبت گل هدیه بدم...... به خدا اگه این احمدی نژاد زن بود باهاش ازدواج می کردم! البته الآنم مشکلی نیست... می تونیم .... ! چیه چرا یه بعدی نگاه می کنید به زندگی مشترک؟! عشق فراتر از جنسیته!  (همه این ها به خاطر این بود که برو بچه های فیلترینگ رو دستمال بزنم! )... منتظر پست بعدیم باشید! مطمئنم خوشتون می یاد!

قربون محمود و هر چی بازدیدکننده است!

تا اطلاع ثانوی!!!

دوستان سلام! والا خود عکس که تمام حرفامو گفته... اما خوب اضافه می کنم که البته این تعطیلی موقتیه! این به خاطر یه کاریه که توی دنیای غیرنتی واسم پیش اومده که البته فعلا به مراتب براخم مهمتره! دلیلش هم به شما ربطی نداره! اما سعی می کنم تو این مدت جواب آف ها و نظرها و این جور چیزارو بدم. سعی می کنم!!! زمان بازگشایی دوبارش هم فعلن به اون کارم در دنیای غیر نتی بستگی داره... می یام! خودکشی نکنین! البته این پست آخریه یه متنی رو گذاشتم که بر می گرده به سال اول راهنماییم... خودم بعضی اوقات می خونمش بغضم می گیره... اولین متنیه که خودم نوشتم و گریم می یاد از خوندنش! پارسالم همینو گذاشته بودم... البته من هر سال ۲-۳ بار دارم ازش استفاده می کنم... اگه یه موقعی یه جایی باید بیشتر می پرداختم به یه چیزی بهم بگید... سعی کردم هی نگم حسین خوش چشو ابرو ۴شونه بود... حسین کاملا انسان بود!!! اما... خودتون می خونید... شروع این ماه حماسی رو هم به همتون تبریک می گم!

 

* * *

هدف نور آرزو.

اینها چیستند؟واقعا این سه کلمه ی چند هجایی چه قدر ارزش دارند که داستان ها و حما سه ها جان ها و قلب ها و کاینات و ستارگان معطوف به آنند؟و آیا در خود راضی نهفته دارند که از ارزش جان آدمی افزون تر است؟

البته در این دنیا چیزهای زیادی هستند که ارزش جان انسان را دارند.ولی چیز هایی که این ارزش را ندارند نیز بسیارند ولی یکی بدون شک ارزشش را دارد:

هدف کلمه ای به این سادگی!

چه باعث شد حسین و هفتاد و تن به قلب دشمن بتازند؟هدف!چه باعث شد مردم انقلاب ناممکن را ممکن سازند؟هدف!چه باعث شد که ما به این جهان آورده شویم؟هدف!

بلی آرزوها هدف و نقاط پایانی زندگی ما را می سازند.ما انسانیم و ناقص و ناقص همواره به دنبال دفع نقص است.این چیزی است که هدف می نامیم.چرا حسین تن به مرگ داد؟!آیا اگر بود نمی توانست مفید تر باشد؟آیا سلب چنین موجودی از عالم ظلم نبود؟و آیا این بی عدالتی نیست؟

بلی البته که مفید بود ظلم بود بی عدالتی هم بود.ولی اگر حسین می رفت این ها همه نبود و یک چیز بود:شرم شیعه و اسلام.حسین آرزو داشت.هدف داشت و عشق داشت.آن گاه که نور انسان را کور کند جز همان نور نمی تواند او را تحریک کند.ولی حسین کور نبود بینا بودخوشا به حالش آری شاید اگر قومی سوم آن جا بود می گفت:

کور و بینا هر دو به یک راه روند

                                       و ره کور به کجا و ره بینا به کجا

بله حسین بینا بود او به سوی هدفی رفت که جز او را دست نداشت.آیا دنیا و غیر هدفش را نمی دید؟ البته که می دید چون اگر این طور نبود از ارزش کارش کاسته می شد.

اما او می دید می دید و می دوید.خیلی ها این طور هستند ولی آن ها یک خاصیت را ندارند حسین نور را دوست داشت.

و حسین بود که با نور و بینش و آزوی وصال پرواز کرد.به سوی چه؟

البته که خدا! چرا رفت؟چرا باید می رفت؟

باید می رفت بله باید می رفت تا بماند.جالب است نه؟باید برود تا بماند.

اما این تنها دلیل او نبود.

حسین کاری کرد که پرندگان قبل از پرواز انجام می دهند سقوطی کوچک برای پروازی بزرگ.

او پرواز کرد.

                                                                                                          ققنوس آبی(امین)

+ نوشته شده توسط Amin-viagra در جمعه بیست و یکم دی 1386 و ساعت 19:25 |
>